نشست تخصصی «چالش های مطالعات فرهنگی» امروز در دانشکده ما برگزار شد. این برنامه بهانه ای شد برای من که از ساعت 10 به جای رفتن به کتابخانه، به سالن ارشاد بروم و به مباحث اساتید این حوزه گوش کنم. جای شما خالی! خیلی وقت بود که از این جور نشست های پربرخورد*، همراه با بحث های اصولی و نگاهی عمیق و –اکثرا- بهروز نرفته بودم.
از میان بحث هایی که من رسیدم کامل گوشش کنم، بحث دکتر شهابی با موضوع «گفتمان های مطالعات فرهنگی در ایران» بسیار جالب به نظر می رسید. به اعتقاد دکتر شهابی مطالعه فرهنگی مطالعه «بازنمایی»هاست. شاید تعریف مطالعه فرهنگی زمانی که از بیرمنگام خارج نشده بود ممکن می نمود، اما حالا که این مکتب به آمریکا و استرالیا هم سرک کشیده نمی توان برایش تعریفی واحد ارائه کرد!
دکتر فراستخواه به تحولات پارادایمی در علمو ظهور بازار دانش پرداخت و تاکیدش روی نمونه ایران بود. فراستخواه تاکیدش این بود که اکنون سیستم های رسمی دانش تحت الشعاع اعمال و کرده های روزمره مردم قرار می گیرند. در این میان چونکه سیستم های رسمی تولید دانش آنچه در بازار دانش اتفاق می افتد را به طور کامل نمی توانند پشتیبانی کنند، پس دانشگاه آن جریان انتقال علم از بالا به پایینش را از دست می دهد.
دکتر پاینده هم درباره نقد ادبی و تاثیرات متقابل آن روی مطالعات فرهنگی گفت و اینکه چقدر خواندن رمان و دیدن فیلم می تواند روی دیدگاه ما در رابطه با جامعه موثر باشد! مطالعه فرهنگی ما را معطوف به مطالعه فرهنگ عامه می کند. اینجاست که به دلیل بین رشته ای بودن این رشته نقد التقاطی در آن پا می گیرد. نقدی که رادیکال است و قدرت را به چالش می کشد.(که این قدرت تنها قدرت سیاسی نیست! بلکه منظور قدرت اعمال شده در یک متن است!)
دکتر رضایی به رام شدن عرصه مطالعات فرهنگی اشاره کرد. یعنی فاصله گرفتن مطالعات فرهنگی از ذاتی ترین خصیصه اش؛ رادیکال بودن!
دکتر ذکایی هم یادآور شد که نباید این قدر به روش کیفی در مطالعات فرهنگی تکیه کرد. چون با این روندی که داریم پیش می رویم ممکن است از آن طرف بام بیفتیم!
دکتر فاضلی هم به انتقاد از جریان ضد عقل گرای امروز جامعه ایران پرداخت که نباید در جامعه ای که تجربه مدرنیته ندارد و عقلانیت هنوز در آن کامل نشده یک پله بالاتر رفت و به نقدهای پست مدرنیستی پناه برد!
متاسفانه در بحث های اساتیدی چون دکتر طالبی، پناهی و آزاد ارمکی نشد که شرکت بکنم. ولی این سه تن به ترتیب در موضوعات چالش های ایدئولوژیک مطالعات فرهنگی در ایران، هویت رشته ای یا مرزهای بین رشته ای مطالعات فرهنگی و چالش های اصلی پیش روی مطالعات فرهنگی و جامعه شناسی سخنرانی کردند!
اینها یادداشت های کوتاه من بود از این جلسه طولانی که تا غروب طول کشید!
* بحث دکتر عبدالهی و دکتر فاضلی در رابطه با هستی و وجوب مطالعات فرهنگی و اینکه آیا می توان آن را رشته ای مستقل نامید یا نه بسیار جذاب بود. در حالی که دکتر عبدالهی به دنبال زدن پنبه مطالعات فرهنگی بود، دکتر فاضلی از در طرفداری از این رشته در آمد و جدلی دلکش شکل گرفت که برای دانشجویانی چون من بسیار مفید بود و جالب!
مرتبط: